memory - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 17:30
آدمیست دیگر، گاهی دلش برای خاطرات بسیار تلخش هم تنگ میشود. همان خاطراتی که با یادآوریشان قلبش در سینه اش جمع میشود، فشرده میشود، و درد میکند.. خاطراتی که یک لبخند محو از گذشته های دور بر لبانش میآورند و با یک بغض خفه شده در گلویش تمام میشوند.. امان از دل آدمی، امان از صبوری هایش به وقت عاشقی، امان ا...
یک نفر مخالف سیکل معیوب حیات :/ - تاریخ: 1396/4/30 ساعت: 6:56
مقاربت واسه من صرفا یه اسمه وواسه دوستم یه هدف ..تفاوت ادما همینقدر فاحشه ولی از نظر این موضوع همه یه نقطه اشتراک دارن و خوب یا بد ..تحصیلکرده یا نکرده ..اون 11دقیقه پائلو کوئیلو به تنها چیزی که قابلیت فک کردن دارن بعد فیزیکیشون و البته بخش کوچیکی از بعد فیزیکیش
●• 80 •● - تاریخ: 1396/4/30 ساعت: 6:56
میگریم از این جغرافیای انسانی حصر ما در این تنگنای پوچ فکری ، بی شک تاوان گناهیست بس بزرگ بی نهایت محتاج اعتدالیم باید به خانه برگردم .. چرایی حضور در مختصاتی چنین بی رحم تنها زخم چرک کرده ای بر دلم می نهد.. نغمه پوراقاجان
●• 81 •● - تاریخ: 1396/4/30 ساعت: 6:56
تموم این همه سال که زندگیمو شخصیتمو بهتر از خودم شخم میزنه ...و اتفاقای مهم زندگیمو یادش نمیره از جمله تولدم حتی اگه تنها کسی باشه که تولدمو تبریک بگه ..ولی تیرماه همیشه به دعوا سر شده و اینجوری شد که هیچ وقت من تولد تبریک بگو نبودم ..امسال که در صلح بودیم نمیدونست چطور به من حواس جمع بفهمونه که
●• 82 •● - تاریخ: 1396/4/30 ساعت: 6:56
امروز هم اتاقیم که الان بخش روانه میگفت خیلی از بیماراشون درگیر بهشت و جهنمن .. ولی حالا که فکرشو میکنم بیراه نمیگن ..شرایط محیطی که فقط فروع دین و مذهب رو بهت غالب کنه نتیجش جز این نیست..شبی که امتحان پاتو داشتم ذهنم درگیر مستند البرتا بود با کلی این سایت و اون سایت چرخیدن بالاخره دانلودش کردم و تا
●• 84 •● - تاریخ: 1396/4/30 ساعت: 6:56
پنجشنبه 29 تیر 1396 ساعت 17:12 اولین تجربه آشپزی زندگیم هم به لطف زندگی خوابگاهی رقم خورد و فهمیدم جز درست کردن کباب لقمه از آشپزی متنف
جهان الوده ی خواب است.. - تاریخ: 1396/4/30 ساعت: 6:56
نمیدونم 8غروب روز ای پنج شنبه ،ساعت 2هرشب بیداری،و تموم بعداز ظهرای جمعه خوابگاه به وقت بقیه ادما چه روز و چه ساعتی میشه.. این حجم از انتظار واسه چی میتونه باشه ؟حتی اگه دلیلشم میدونستم بازم این حجم زیادیه چه برسه حالا که دلیلم ندارن .. حتی حجم گنجونده شده واسه یک نفری که من باشم هم زیاده ... نمیخوا...
Tuesday ... best day - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 14:47
1.امتحان فارما هم گذشت ..حالام از خوابگاه برگشتم .. چند شبه دوست دارم بنویسم ولی احساساتم فقط به قلبم چنگ میزنه تا به قلمم 2.هیچی جز درس خوندن بهم آرامش نمیده حتی اگه چیزی یاد نگیرم این معنای خود سادیسمه :( حالا که تابستون نداریم بیشتر دلم واسه کلاس تابستونی تنگ شده ..دلم مسافرت میخواد با خواهرا یا
:) - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 14:47
شنبه شب ساعت 01:01 منم برگشتم خوابگاه ..اصلا رو مود درس خوندن نیستم و دال بند هنوز داره پلی میشه !صد سال تنهایی تو بغلم و نیمه دراز کش تو سالن مطالعه واسه اینکه اتاق نزدیک تایم خاموشیه و نت اینجا بهتره ..صدای کولر طبقه های دیگه بک گراند قضیه اس ... از نمره کلیه خوشحالیم طوری بود که به کتابفروشی
یاد باد آن روزگاران ... - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 2:40
چقدر زیاااااد من دنیای وبلاگ نویسیو دوست دارم ..و حالا با خوندن وبلاگ ماهی طلا چقدر پشیمون که چرا زودتر شروع نکردم ...اصولا من اولین بار که یه وبلاگو میخونم بعد از خوندن آخرین پستاش میرم ارشیوو چک میکنم و برمیگردم به اولین پست اون ...خیلی جالب بود که هیستوریش واسه سال 88بود!!!!!!!به نظرم یه وبلاگ ا
●• 74 •● - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 2:40
دلم واسه حس خوب بودن کسی تو زندگیم تنگ شده که به خودش تا این حد علاقه نداشتم .. چطوری میشه جبران کرد این کمبود !؟ فانکشم به پائینترین حد ممکن رسیده..چیکار میشه کرد :( بیشتر از اون دلم واسه انرژی زیاد خودم زمانی که بود تنگ شده و این اصلا به معنی این نیست که میخوام باشه دوباره ... دلیل اصلی احساس این ...
night life :/ - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 2:40
الان ساعت یه ربع مونده به پنج صبح و من هنوز بیدارم ..مثل همیشه ..واسه تموم تصمیمای بزرگی که خواستم بگیریم اولین پلن سحرخیز شدنه که بدون اغراق میگم حتی یکبارم تجربش نکردم و گاها بیشتر از گاها البته ...خیلی وقتا از خودم ناراحت میشم که چرا جدی تصمیممو عملی نمیکنم ..با این وجود بهونه خوبی که هست جغد در
●• 76•● - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 2:40
خستم مثل یه دختر که امتحان فارما داره و هیچی از چیزاییو که خونده بلد نیست ...دختر خسته ای که بعد از 9روز خونه بودن سه ساعت دیگه باید بزنه دل جاده و بره خوابگاه ...خستم دلم 9روز دانشگاه نرفتنو درس خوندنو نمیخواد دلم 5روز اف میخواد که هرکاری دلم میخواد انجام بدم ...کجان اونایی که اینقدر به پزشکیا طعنه
ای ماهتاب آهسته تر....* - تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 1:12
سلام :) این پستو نمیدونم کی share میکنم ولی حالا که دارم مینویسم 6صبحه جمعس!! یه حس توپ که خیلی پیش نمیاد حسش کرد ..احساس مسافرت دارم ..احساس دلتنگی واسه روزای خوبی که پشت سر گذاشتم ..نمیدونم دقیقا چی ولی مهم اینه که اون چیز مبهم حس خوبی رو بهم داده الان !!! یه دلیلش خوندن وبلاگ مانا بود ..قبل از دا
من از نزدیک بودن های دور میترسم...* - تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 1:12
اره ترس داره اینکه خودت بخوای با یکی حرف نزنی و ازش دور باشی ولی دلت حرف زدن باهاشو بخواد ..از یه چیزی حرف میزنم که به غریزه صرفا محدود نمیشه .. حس دلتنگی که چند وقته بهش عادت کردم و لذتبخشه برام .یطور خودازاری اختیاریه ..شفافیت احساساتمو از دست دادم و این مضحک ترین تغییر این سری تغییرات انقلابی زند...
نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو * - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 5:56
حالم داره از فقط خوش اومدن بهم میخوره می خوام یکی رو ببینم که بتونم بهش احترام بذارم... u200eفرنی وزویی u200eجی دی سلینجر *درک نمیکنم چرا همه چیز عاشقانه شده ...یه حس چندش آور ..
مود هفته قبل از امتحان :/ - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 5:56
احساس می کنمکسی که نیستکسی که هست رااز پا در می آورد...گروس عبدالملکیان
هبوط در کویر * - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 5:56
دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم، چشم هایم را کور می کنم، گوش هایم را کر می کنم، پاهایم را می شکنم، انگشتانم را بندبند می برم، سینه ام را می شکافم، قلبم را می کشم، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم ... اما قلمم را به بیگانه نمی دهم ! دکتر علی شریعتی *از دکتری که نشدیم ،از کتابی که نخ...
غروب جمعه به وقت افطار .. - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 8:56
مــردا عاشقِ موهایِ بلندن....مثلا مامان هروقت که یه تارِ موی من تو بشقابش هویدا میشه، یادش میوفته موهای من چرا انقد فره و وز و بدحالت و مدام از مدل هایِ کوتاهیِ جدید تعریف میکنه اما بابا...اون حتی اگه از لایِ لوبیا پلوش موهای بلند منو بیرون بکشه فوری پرتش میکنه
•● 66 ●• - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 8:56
Millions of people have decided not to be sensetive. they have grown thick skins around themselves just to avoid being hurt by anybody .but it is at great cost.Nobody can hurt them, but no body can make them happy either.

برچسب‌های مرتبط

پرم از حس خوشبختی | پرم از حسرت و خواهش | پرم از حس دلتنگی | خوب بودن یا بد بودن | بی ال بودن خوب یا بد | خوب بودن را یاد بگیریم | 28 days later | 28 weeks pregnant | 28 degrees | yalda hakim