#بخش زنان
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/26 | ساعت: 15:38
امروز از یه خانومه داشتم شرح حال میگرفتم 44y واسه جراحی کیست تخمدان اومده بود از شهرستان ...میگفت 15 ساله ازدواج کردم ..بچه دار نشدم...بعد ادامه داد..دل درد داشتم دارو گیاهی خوردم دوماه پریود نشدم دکت
رمضان 98
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/26 | ساعت: 15:38
دیروز خیلی خاص بود ..از جانب روز اول روزه گرفتن ..از جانب اینکه رفتم سینما متری شیش و نیم رو دیدم از جانب اینکه با دکتر (ع ) واسه پروپوزال صحبت کردم اول که گفت خواب بودی میخوای بعد ا
rainy day
◷
تاریخ انتشار: 1398/1/9 | ساعت: 15:56
خدایا شکرتخیلی وقته ننوشتم ..راستش خیلی خیلی حالم بد بود ...تقریبا بعد از 3ماهه که میتونم بگم یکم حالم بهتره ..بی اغراق بدترین حال بد مزمن عمرم بود ..کتاب _فیلم _قرصای روان ..درس ..اینام درمانم بود ..
پایان بخش عفونی
◷
تاریخ انتشار: 1398/1/9 | ساعت: 15:56
راستش من تو این 24سال همیشه با هرمودی قبل از امتحان استیبل نیستم ..امشبم که شب امتحانه :)اونم3تا امتحان عفونی ..اصلا پروگنوز خوبی ندارن. اصلا این یک ماهم بهمون خوش نگذشت ..زودتر
98 is loading ..
◷
تاریخ انتشار: 1398/1/9 | ساعت: 15:56
خستگی 97اینقدر بود که چهارخط دلنوشته خواستم بنویسم تا دقایق آخر نتونستم ...راستش خستگی روحیش این اواخر اینقدر زیاد بود که هیچ اتفاقی نتونست از پسش بربیاد ..سخت و سنگین تموم شد ..تلاشام کم نبود ..از در
cloudy day and mood
◷
تاریخ انتشار: 1397/11/5 | ساعت: 14:46
چه حال خوبی باید داشته باشم با این حجم خواب بد و پرتنش .. سرمورنینگم .. دختر 27 ساله با تشنج و افت هوشیاری توی حموم همراهاش آوردن بیمارستان .... . . . پ،ن:اون آقاهه که نرس داشت امروز هوشیار بود .. تنها دلیل خوشحالی توی این 1ساعت اول بیداری امروز .. پ،ن:دیشب بعد از 10ماه واسه استوری سارا پیام داد واس...
neurology
◷
تاریخ انتشار: 1397/11/5 | ساعت: 14:46
زشته بعد از 24سال سن و شونصد سال درس خوندن و امتحان دادن هنوز قبل امتحان دپرشن دارم؟؟؟ از دیروز اولین برف 97داره میباره و منم برگشتم خونه و سرجمع 5دقیقه بیرونو ندیدم ..نمیدونم دلیل این حجم بی ذوقی چیه
:/post neurologic exam
◷
تاریخ انتشار: 1397/11/5 | ساعت: 14:46
آنچه که ما را به واقع پدر و مادر میکند، داشتنِ فرزند نیست بلکه آغوش ماست. زمانی که آغوشِ ما بر روی دردها و رنجهایی که میبینیم باز باشد. زمانی که آغوش ما امن باشد تا سری بتواند بر شانهاش تکیه کند و
نسخه جدید..
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/28 | ساعت: 21:52
دیروز که نه روز قبلش سومین جلسه سمیو بود که بیمارستان محمد کرمانشاهی رفتیم واسه اطفال ..الافیش که خیلی زیاد بود ..ولی یه بیمارستان بود با تم صورتی ..صورتی شاد نه صورتی چرک..واسه اینکه بیماراش جنس این دنیا رو خیلی زودتر از بقیه احساس کرده بودن...شبنمی که 5سالش بود نه میتونست حرف بزنه نه درست راه بره....
به یاد ازگله..
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/28 | ساعت: 21:52
تو خیلى وقت پیش مُرده بودى.قبل از این که زیر آوار سنگ و آجر جان دهى،آوار فقر و درد نفست را گرفته بود، و با همه ى این ها توى نفس بریده هنوز نفسم بودى، و من حالا ناسیراب ترینم از عطر نفس هایت، به جاى تو خون و خاک بو مى کشم و میبینم چقدر عجیب که همه چیز بوىِ ما را گرفته... اما حالا نیستى تا آخر شب ها ت...
به وقت هفته پایانی شهریور ..
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/29 | ساعت: 10:58
یه جای کار میلنگه، نه واحد افتاده ای نه درسی برا خوندن ..کلی پیشرفتم داشتم ترم گذشته ، مسافرت هم رفتم اونم با خواهر جونی ..مثل گوشی که باتریش ضعیف باشه مدام خالی میشم ..پنچر پنچر ..دلم چیزی نمیخواد ..هر لحظه منتظر اینم خدا مود منو نپسنده و اتفاقی که نباید بیفته تو زندگیم میفته، نه اتفاق عادی ..حتی م...
سووشون
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/16 | ساعت: 22:53
بعضی آدم ها عین یک گل ناب هستند، دیگران به جلوه شان حسد می برند. خیال میکنند این گل نایاب تمام نیروی زمین را میگیرد. تمام درخشش آفتاب و تَریِ هوا را می بلعد و جا را برای آنها تنگ کرده، برای آنها آفتاب و اکسیژن باقی نگذاشته. به او حسد می برند و دلشان می خواهد وجود نداشته باشد. یا عین ما باش یا اصلا ن...
دیل کارنگی..
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/2 | ساعت: 18:52
اگر بدانید مردم هزار بار بیشتر به یک سردرد معمولى خود اهمیت مى دهند تا به خبر مرگ من و شما، دیگر نگران نخواهید شد که درباره شما، چه فکرى مى کنند... Dalband : P,s: اوازم را می رقصیدی..
در حسرت موجم باران کفافم نیست..
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/20 | ساعت: 17:30
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود از دماغ من سرگشته خیال دهنت به جفای فلک و غصه دوران نرود در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند تا ابد سر نکشد و از سر پیمان نرود هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است برود از دل من و از دل من آن نرود آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت ک
من جمله چرندیات2 شب قبل امتحان :/
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/20 | ساعت: 17:30
u200fبعضی وقتا همه ی توجهت معطوف به یه نفر هست، ولی نمیتونی این توجه رو بهش نشون بدی تا ببینه براش مهمی..پس دور میشی فاصله میگیری تا فراموش بشی..
●• 88 •●
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/20 | ساعت: 17:30
از امتحان فارغ شدن کلا حس خوبیه ...از خوابگاه بعد سه هفته برگشتن خونه هم حس خوبیه ،سه هفته تو خوابگاه بدون سلف و بدون کلاس واسه امتحان خوندن بعد خونه برگشتن از همه بهتر!! گرچه واسه فرجه کورس بعدی باشه :) وخوش حالی به حدی که امروز ظهر از خواب بیدار شدم و الانم دارم خط کرشمه میزنم به بدن !! همون دیش
هر چیزی را زکاتیست, زکات عقل اندوهیست طویل...
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/20 | ساعت: 17:30
اگر زمان به عقب برگردد، از هشت سالگی به کلاس زبان انگلیسی می روم اجازه نمی دهم رنگ کفش هایم را بزرگترها انتخاب کنند پفک و چیپس نمی خورم و دوباره عاشق تو می شوم در اردوهای مدرسه بیشتر می خندم زنگ ورزش را جدی می گیرم بی خیال مدیر و ناظم ، ابروهایم را تمیز می کنم و دوباره عاشق تو می شوم بیشتر پیاده روی
(: girl's day
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/20 | ساعت: 17:30
سال ها بعد شاید وقتى اولین لکه عادت ماهیانه دخترم روى روتختى لیمویى گلدارش افتاد،اولین رازِ زندگىِ مادرش را مبارکباد بگیرد. احتمالا با یک داستان عاشقانه از یک عاشق سینه چاک شروع مى کنم.شاید اگر هنوز چندتایى شان را در شبکه هاى اجتماعى آن زمان داشته باشم،عکس یک مرد٤٠-٥٠ ساله را پیدا کنم و به دخترم نشا
گودبای پارتی سارا :)
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/20 | ساعت: 17:30
حال خوب یعنی عصر جمعه که فقط من و بابا مامان این روزا خونه ایم ولی باید بیمارستان برن و منم فرجه کورس گوارشم. .ولی بالاخره تابستونه نمیشه همه تفریحا اف شه. ..واسه همین با مریم و سارا بیرون میریم ...هیچ جمعی نمیتونه جای جمع سه نفرمونو بگیره ...حتی اگه خیلی وقت باشه که همدیگه رو ندیدیم بازم راحتی که ب...
eshgh
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/20 | ساعت: 17:30
دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 00:35 "; } blogsky.ajax.onCommentSu